ولایت است و بس...
جمله اى در نهج البلاغه هست كه خيلى جمله ى پرمغزى است. ميفرمايد: «العلم سلطان»؛ علم اقتدار است. «سلطان» يعنى اقتدار، قدرت. «العلم سلطان من وجده صال و من لم يجده صيل عليه»؛ علم اقتدار است. هر كس اين قدرت را به چنگ آورد، ميتواند تحكم كند؛ ميتواند غلبه پيدا كند؛ هر كسى كه اين اقتدار را به دست نياورد، «صيل عليه»؛ بر او غلبه پيدا خواهد شد؛ ديگران بر او قهر و غلبه پيدا ميكنند؛ به او تحكم ميكنند.
مقام معظم رهبری(مدظله العالی)
مـــوضـــوعــــات: خامنه ایسم
دو خلبان نابینا که هر دو عینکهای تیره به چشم داشتند، در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند، در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت میکرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند. در همین حال، زمزمههای توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است. اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت. هر لحظه بر ترس مسافران افزوده میشد چرا که میدیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، میرود. هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه میداد و چرخهای آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند. اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد. در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری گفت: «یکی از همین روزها بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن میکنند و اونوقت کار همهمون تمومه!»...
در این لحظه شما پس از خواندن این داستان کوتاه، با شیوه مدیریت دولتی در ایران آشنا شدهاید...
مـــوضـــوعــــات: مدیریت
کاش از جنس جنون، بال و پری بود مرا
مثل سیمرغ از اینجا سفری بود مرا
« از همان کوچه که سر میشکند دیوارش »
باز در حالت مستی گذری بود مرا
رقص زلف سر نی دیدم و با خود گفتم:
بین هفتاد و دو سر کاش سری بود مرا
هیچ پروا دلم از دغدغهی راه نداشت
چون تو ای عشق! اگر همسفری بود مرا
پیشتر زانکه رسد مرگ، بمیری، هنر است
کاش، ای کاش! که روزی هنری بود مرا
مـــوضـــوعــــات: شعر
از حضرت امام صادق (عليه السلام) در تأييد كتاب "اسرار آل محمد" چنين نقل شده است : هر كس از شيعيان ما كتاب سليم بن قيس هلالي را نداشته باشد، چيزي از مسائل ولايت ما نزد او نيست؛ وبه مسائل ما آگاهي ندارد . اين كتاب الفباي شيعه و سِرّي از اسرار آل محمد عليهم السلام است .
این مطلب مقدمه ای بود تا درد نامه زیر را با اشک و درد بخوانید:
"در کتاب اسرار آل محمد آمده است که بعد از شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، ابن عباس سوالی از امیرالمونین (علیه السلام) اجازه می خواهد تا سوالی طرح کند و حضرت امیر هم به او اجازه سوال می دهند.
ابن عباس با کمی مدارا و طمأنینه می پرسد، یا مولا مگر موقعی که به خانه شما حمله شد شما در خانه نبودید، پس چرا خانم فاطمه زهرا به پشت درب خانه رفتند؟
ابن عباس می گوید امیرالمونین در حالی که گریه می کرد فرمودند: چرا من خانه بودم و خواستم که بروم و درب را باز کنم اما زهرا امر فرمود که بنشینم. ما با بانوی خودم مهاجه کردم و بعد اجازه دادم که برود؟
ابن عباس می گوید چطور؟
امیرالمونین(علیه السلام) می گوید زهرا برای من چند دلیل آورد که من را قانع کرد به پشت درب خانه برود. بانوی من فرمود: اینها با تو دشمن هستند و اگر تو بروی معلوم نیست چه بر سر تو بیاورند اما اگر من بروم به چند دلیل با من کاری ندارند: اول آنکه من یک زن هستم و شاید حیا به آنها اجازه بی حرمتی ندهد، دوم آنکه من دختر پیغمبر هستم و آنها به حرمت پدرم با من کاری نداشته باشند. سوم آنکه من داغدار عزای رسول الله هستم و بخاطر داغدار بودنم مرا آزار ندهند و چهارم اینکه ممکن است آنها از طریق زن هایشان مطلع شده باشند که من باردارم و به همین خاطر به خانه تجاوز نکنند."
اما نیازی به روضه باز نیست که بگویم با این همه چه بر سر حضرت زهرا آمد.
این روایت را بگذارید کنار خطبه 27 نهج البلاغه که در تایید آن نیازی به شاهد نیست، آنجا که امیرالمونین خطاب به مردم می گوید:
"شنیدهام که یکى از آنها بر زن مسلمانى داخل شده و دیگرى ، بر زنى از اهل ذمّه و ، خلخال و دستبند و گردنبند و گوشوارهاش را ربوده است . و آن زن جز آنکه انّا لله . . . گوید و از او ترحم جوید چارهاى نداشته است . آنها پیروزمندانه ، با غنایم ، بىآنکه زخمى بردارند ، یا قطرهاى از خونشان ریخته شود ، بازگشتهاند . اگر مرد مسلمانى پس از این رسوایى از اندوه بمیرد ، نه تنها نباید ملامتش کرد بلکه مرگ را سزاوارتر است ."
حالا ببینید که چه بر سر امیرالمونین(علیه السلام) آمده است. اگر از داغ مصیبت حضرت زهرا(سلام الله علیها) بمیریم کار بزرگی نکرده ایم.
مـــوضـــوعــــات: شیعه

فرقی نمیکند؛
در کوچههای مدینه یا در کوچه های منامه؛
دست شُرطههای حجاز، همیشه سنگین است




ارسال شده توسط میکائیل دیانی در ساعت 15:16 |